تبليغاتX

JavaScript Codes

قالب و كدهاي جاوا

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

دبستان نصر پسران -
زیانی وخود فراموشی

در جلسه ای خصوصی که آیاتی از قرآن کریم را تفسیر می کردم ، برای اولین بار به این نکته بر خورد م که قرآن گاهی  تعبیرات خاصی در باره برخی از آدمیان به کار می برد از قبیل (خود زیانی ) یا خود فراموشی ). مثلا می فرماید :  قد خسروا انفسهم وضل عنهم ما کانو یفترون .

همانا خود را باخته ومعبود های دروغین از دستشان رفته است .

یا می فرماید :  قل ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم .

بگو زیان کرده وسرمایه باخته آن است که خویشتن را زیان کرده وخود را باخته است .

ویا در مواردی می فرماید : نسوا الله فانسیهم انفسهم .

از خدا غافل شدند وخدا را از یاد بردند ، پس خدا خودشان را از خودشان فراموشاند وخودشان را از خودشان غافل ساخت .

برای یک ذهن فلسفی این سوال پدید می آید که مگر ممکن است انسان خود را ببازد ؟ باختن از دست دادن است ونیازمند به دو چیز است : یکی (بازنده ) ودیگر (باخته شده واز دست رفته ) . چگونه ممکن است انسان خود را زیان کند وخود را ببازد وخود را از دست بدهد ؟ آیا این تناقض نیست ؟

مگر ممکن است انسان خود را فراموش کند واز یاد ببرد ؟ انسان زنده  همواره غرق در خود است ، هر چیز را با اضافه به خود می بیند ، تو جهش قبل از هر چیز به خودش است ، پس فراموش کردن خود یعنی چه ؟

بعد ها متوجه شدم که این مساله در معارف اسلامی ، خصوصا دعاها وبعض از احادیث وهمچنین در ادبیات عرفانی اسلامی وبلکه در خود عرفان اسلامی ، سابقه زیاد وجای بس مهمی دارد . معلومم شد که انسان

 احیا نا خود را با ( نا خود ) اشتباه می کند و( ناخود ) را( خود ) می پندارد آنچه به خیال خود برای «خود» می کند در حقیقت برای (نا خود ) می کند و خود واقعی را متروک ومهجور واحیانا ممسوح می سازد

    مثلا آنجا که انسان واقعیت خود را همین (تن ) می پندارد وهر چه می کند برای تن وبدن می کند ، خود را گم کرده وفراموش کرده وناخود را خود پنداشته است . به قول مولوی مثلین مثل کسی است که قطعه زمینی در نقطه ای دارد ، زحمت می کشد ومصالح وبنا وعمله می برد آنجا را می سازد ورنگ وروغن می زند وبه فرشها وپرده ها مزین می نماید  اما روزی که می خواهد به آن خانه منتقل گردد یکمرتبه متوجه می شود که به جای قطعه زمین خود یک قطعه  زمین دیگر که اصلا به او مربوط نیست ومتعاق به دیگری است  ساخته وآباد کرده ومفروش ومزین نموده وقطعه زمین خودش خراب به کناری افتاده است :

در زمین دیگران خانه مکن                    کار« خود »کن کار« بیگانه »مکن

کیست بیگانه ؟« تن»                             کز برای اوست غمناکی  تو

تا تو را چرب وشیرین می دهی                گوهر جان را نیابی فربهی

در جای دیگر می گوید :

ای که در پیکار «خود» را باخته              دیگران را توز« خود » نشناخته

تو به هر صورت که آیی بیستی                که منم این ، والله این تو نیستی

یک زمان تنها بمانی تو زخلق                  در غم واندیشه  مانی تا به حلق

این تو کی باشی ؟ که تو آن اوحدی           که خوش وزیبا وسرمست خودی

امیر المومنین علی علیه السلام  جمله ای دارد که بسیار جالب وعمیق است . می فرماید :

عجبت لمن ینشد ضالته وقد اضل نفسه فلا یطلبها

تعجب می کنم از کسی که در جستجو ی که در جستجوی گمشده اش بر می آید وحال آنکه «خود » را گم کرده ودر جستجوی آن بر نمی آید .

عزیزان این بحث ادامه دارد با ماباشید 

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 11:21 |