تبليغاتX

JavaScript Codes

قالب و كدهاي جاوا

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

دبستان نصر پسران

انا لله و انا الیه راجعون

 

بدینوسیله درگذشت مرحوم مغفور ابوی گرامی  آقای

 

شیرزاد را به وی و خانواده محترم و علی الخصوص

 

والده مکرمه شان تسلیت و تعزیت عرض می نماییم.

 

 

مدیریت و کارکنان دبستان نصر

 

مدیریت سابق آموزشگاه. درخشان

 

مدیریت و کارکنان فارابی دختران

 

ضمنا مراسم سوم و هفتم آن مرحوم روز جمعه مورخه ۲۶/۷

 

از ساعت ۳۰/۳ الی ۵ در صالح آباد گلستان واقع در اسلامشهر

 

برگزار می گردد. حضور شما سروران موجب امتنان بازماندگان خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 21:52 |
من آمدم با کوله باری از امید َ ِ انرژی ِ توانمندی

 

آمدم تا بسازم هر آنچه که دیگران خواستند ولی نتوانستند

 

آمدم تا بگویم نیروی جوان کارآمدتر است َ ُ تجدد بر سنت ارجح تر است

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 15:22 |


مردي نزد امام حسين (ع ) آمد و گفت : "من مردي  گناهکارم و از معصيت پرهيز نمي کنم ،


مرا پند و اندرز بده ". امام حسين (ع ) فرمودند: "پنج کار انجام بده و هر چه


مي خواهي گناه کن .
اول : روزي خدا را نخور و هر چه مي خواهي گناه کن .
دوم : از ولايت
و حکومت خدا خارج شو و هر چه مي خواهي  گناه کن .
سوم : جايي را پيدا کن که خدا تو
را نبيند و هر چه مي خواهي گناه کن .
چهارم : وقتي عزرائيل براي گرفتن جان تو مي آيد،
او را از خود دور کن و هر چه ميخواهي گناه کن
پنجم : وقتي مأمور و مالک جهنم مي خواهد تو را در آتش بيندازد، در آتش نرو و هر چه ميخواهي گناه کن .

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 10:39 |

به مناسبت فرا رسيدن دوران بازنشستگي ام اشعار زير را سروده ام

 

ساكت و سرد شده ام امروز

خوشه‌اي زردشده ام امروز

 

من كه آتشفشاني از درد بودم

عاقبت سرد شدم امروز

 

همسفر با كبوتران سپيد

آسمانگرد شده ام امروز

 

رودی از عشق بوده ام یک عمر

کوهی از درد شده ام امروز

 

زير پاهاي خستة مردم

كمتر از گرد شده ام امروز

 -------------------------------------------------------------------------------------------------

 

زندگی با همه ی وسعت خویش ،محفل ساکت غم خوردن نیست ،

اضطراب و هوس و ،دیدن و نادیدن نیست ،

زندگی ،خوردن و خوابیدن نیست ،...

زندگی ، جستن و راهی شدن است ،

زندگی ،کوشش و راهی شدن است ،ازتماشاگر آغاز حیات ،تا به جایی

که  خدا می داند....

 

 

 نویسنده: مدیریت سابق و باز نشسته پیش از موعد بیژن درخشان

 

 

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 10:30 |
دکتر علی شریعتی.

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 9:33 |

باز بوی باورم خاکستريست

واژه های دفترم خاکستريست

پيش از اينها حال ديگر داشتم

هرچه ميگفتند باور داشتم

ما به رنگی ساده عادت داشتيم

ريشه در گنج قناعت داشتيم

پيرها زهر هلاهل خورده اند

عشق ورزان مهر باطل خورده اند

باز هم بحث عقيل و مرتضی ست

آهن تفتيده ی مولا کجاست

نه فقط حرفی از آهن مانده است

شمع بيت المال روشن مانده است

با خودم گفتم تو عاشق نيستی

آگه از سرّ شقايق نيستی

غرق در دريا شدن کار تو نيست

شيعه مولا شدن کارتو نيست

بين جمع ايستاده بر نماز

ابن ملجم ها فراوانند باز

خواستم چيزی بگويم د ير شد

واژه هايم طعمه ی تکفير شد

قصه ی نا گفته بسيار است باز

دردها خروار خروار است باز

دستهارا باز در شبهای سرد

ها کنيد ای کودکان دوره گرد

مژدگانی ای خيابان خوابها

می رسد ته مانده ی بشقابها

سر به لاک خويش برديم ای دريغ

نان به نرخ روز خورديم ای دريغ

قصّه های خوب رفت از يادها

بی خبر ماند يم از بنيادها

صحبت از عدل و عدالت نابجاست

سود در بازار ابن الو قتهاست

گفته ام من دردها را بارها

خسته ام خسته از اين تکرارها

ای که می آيدصدای گريه ات

نيمه شبها از پس د يوار ها

گير خواهد کرد روزی روزيت

در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم وليکن بشنو ند

نکته ها را مو به مو ديوارها

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 21:11 |

در خیابان چهره آرایش مکن                     از جوانان سلب آرامش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز                   در مسیر چشمها افسون مریز

یاد کن از« آتش روز معاد»                       طرّه گیسو مده در دست باد

خواهر دیگر تو «کودک» نیستی                  فاش تر بگویم عروسک نیستی

خواهرم این لباس تنگ چیست                   پوشش چسبان رنگارنگ چیست

خواهرم اینقدر طنازی مکن                        با اصول شرع بازی مکن

در امور خویش سرگردان مشو                      نو عروس چشم نامردان مشو

پوشش زهرا(س) اینگونه بود؟

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 21:10 |

 دشمنان اسلام، سعی دارند بگویند اسلام دین شمشیر(!) است. آنها مسیحیت را دین صلح و دوستی(!) مینامند. البته این نامگذاری، یک نامگذاری جدید است و تا چندی پیش کسی اینگونه از اسلام یاد نمیکرد.

 هر کس با این دو دین و عملکرد پیروان آنها آشنا باشد، میتواند درک کند که کدام دین، دین صلح است و کدام دین، دین شمشیر.

اسلام و جهاد

 پیش از اینکه بخواهم در مورد میزان صلح جوئی و جنگ طلبی دین مقدسمان شرحی بدهم باید بگویم که تا یک قرن پیش هیچ جای دنیا نمیشد فرمانروایانی را دید که دم از صلح بزنند و مگر اینکه آن فرمانروا در برابر همسایگان احساس ضعف میکرد و بدین سبب از در صلح وارد میشد. برای مثال سلجوقیان روم، وقتی با تهاجم مرگبار مغول روبرو شدند تصمیم به برقراری رابطۀ دوستانه با مغولها گرفتند. البته گاهی این صلحجوئی برای ایجاد یک متحد بود: مسیحیان در پی تهاجم مغول سعی کردند انها را با خود بر علیه مسلمین متحد کنند تا بدین سان از شر دین آسمانی اسلام هم خلاص شوند؛ البته همکاری با مغول نتوانست کمکی بدانها بکند. پس کاملا واضح است که تا یک قرن پیش دولتها سعی در ایجاد صلح نداشتند و همواره به جنگ و استعمار میندیشنیدند و امروز هم پرواضح است که سیاست است که سیاستمداران را وامیدارد که دم از صلح بزنند. هر کس نگاهی به تاریخ سالهای اخیر بیندازد میبیند که تعداد جنگهای کشورهای ابرقدرت درست مثل قرون پیشین، نسبت به سایر کشورها بیشتر است.

  برای اینکه بدانیم نظر اسلام در مورد جنگ چیست باید به قرآن نگاه کنیم، زیرا معتبرترین کتاب مسلمین است و زندگی پیامبر اکرم(ص) را بررسی کنیم چراکه اسوۀ مسلمین است و نشانگر اینستکه اسلام در مورد مسائل مختلف چه نظری دارد. حال بیایید ببینیم نظر اسلام و قرآن در مورد جنگ چیست:

وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ (بقره 190)

و در راه خداوند با کسانی بجنگید که با شما میجنگند و تجاوز نکنید. بدرستیکه خداوند یگانه، متجاوزین را دوست نمیدارد.

 پس بنا بر نظر قرآن مسلمین مجاز به جنگی هستند که در آن مورد تهاجم قرار بگیرند.مصداق بارز آن هم زندگی معصومین است.

 پیامبر اعظم(ص) هرگز آغازگر جنگ نبود و در برخی از جنگها هم که سپاه اسلام اقدام به تهاجم میکرد در پاسخ به تجاوزکاری نیروهای دشمن یا  پیمان شکنی و یا توطئۀ دشمن بوده است. مسلما" وقتی خیبریان توطئه میکنند و بعد در دژهایشان مخفی میشوند خود جنگ را آغاز کرده اند و اگر پیامبر به این عمل آنان پاسخ نمیداد جای تعجب بود و ممکن بود بگویند جان مسلمین برای پیامبر بی ارزش است.

علی مرتضی(ع) نیز آغازگر جنگها نبود و در میدان جنگ هم صبر مینمود تا دشمن نبرد را آغاز کند.

حسین بن علی(ع) نیز در شب عاشورا زمانی که شمر بن ذی الجوشن به خیمه گاه نزدیک شد و جسارت نمود و مسلم بن عوسجه از امام رخصت خواست که او را با تیر هلاک کند؛ امام با این دلیل که نمیخواهد آغازگر جنگ باشد وی را منع نمود.

این افراد الگوهای ما هستند و عملکرد این افراد برای ما نشانگر نظر قطعی اسلام است. پس بنا به روش این بزرگان بدیهیست که اسلام آغازگران جنگ را سرزنش میکند و در حدیث هم داریم که خداوند شروع کنندگان جنگ را دوست ندارد. وقتی مسلمین واقعی هرگز آغازگر جنگ نیستند چگونه میتوان اسلام را دین شمشیر نامید؟

 

 از سوی دیگر هدف جهاد در قرآن کشورگشائی و زورگویی نیست بلکه به نص صریح قرآن برای یاری به مظلومانیست که زیر دست ظالمان و کفار هستند و از خداوند یاری میخواهند:

وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ (نساء:۷۵)

 همچنین قرآن تا زمان جهاد نیز به کفار اجازۀ تغییر مسیر میدهد و میفرماید اگر کسی از مشرکین خواست از اسلام سؤالی بپرسد(آنهم در شرایط جنگی!) او را با امنیت کامل به اردوی خود راه دهید و پاسخش را بدهید و بعد (بدون اینکه از او بپرسید که آیا اسلام را پذیرفته یا نه)، او را با امنیت به اردوگاه خودش بازگردانید:

وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ (توبه:6)

 آیا همچین فرمانی برای  نمایش انسان دوستی اسلام کافی نیست؟

 این که اسلام، در شرایطی که همه جای دنیا جنگ طلبی بیداد میکند، از مسلمین میخواهد که آغازگر جنگ نباشند خود نشانگر اینستکه عنوان «دین شمشیر» برای اسلام، یک ظلم و تهمتی نارواست.

چرا محمد(ص) جنگ میکرد ولی عیسی(ع) جنگی نکرد؟

 یکی از سؤالات و شبهات در بحث جنگهای اسلام  اینستکه چرا محمد(ص) اقدام به جهاد میکرد ولی عیسی(ع)، موسی(ع)، و زرتشت هیچ جنگی را آغاز ننموده اند؟

 در پاسخ به این شبهه، باید ابتدا این بحث را مطرح کنم که خداوند در هدایت بندگان خود پیامبرانی از نوع خودشان فرستاده است تا خودشان بدون دخالت خداوند هدایت شوند و خداوند میخواهد تا خود انسانها در راه حق گام بردارند. چنانچه میفرماید اگر خدا میخواست کاری میکرد که مردم خود به صورت ناخودآگاه او را اطاعت کنند:

اِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ (شعراء:4)

 اما از آنجا که خداوند، انسان را مختار ، خلق کرده است؛ فقط راه هدایت را از طریق انبیاء نشان میدهد و خود در امور اختیاری بشر دخالت نمینماید و این از سنن الهیست. لذا دین خداوند باید با روشی پیش برود که بدون مددهای آسمانی راه خود را باز کند، زیرا اگر خداوند مدام به مؤمنین «مددهای آشکار» نازل میکرد، تمام مردم بدون تفکر و تحقیق راه حق را در میافتند و ایمان انسانها از آنجایی که به واسطۀ امری بدیهی بود ارزشی نمیداشت. (البته هر گاه که حجت بر مردم تمام میشد و پیروان دین حق نیاز به امداد الهی پیدا میکردند خداوند از آنجا که با تمام شدن حجت دیگر عذری باقی نمیماند مؤمن و کافر معلومند ممکن بود به وسیله امداد آسمانی مؤمنین را نجحات دهد یا کفار را نابود کند درست مثل داستان نوح علیه السلام)

 در نتیجه انبیاء در زمانی که تعداد پیروانشان کم بود و قدرتی نداشتند، در برابر زورگویی کفار سکوت میکردند و هرچقدر هم که کفار و یا معاندین بر آنها ظلم روا میداشتند اقدام به درگیری نمیکردند زیرا اگر با آنها درگیر میشدند، کفار آنها را که قدرتی نداشتند به قتل میرساندند. این روال در زندگی بسیاری از انبیاء دیده میشود:نوح(ع)، ابراهیم(ع)، یعقوب(ع)،...و عیسی(ع)؛ همچنین محمد(ص) نیز تا زمانی که در مکه بود و قوایی نداشت طبق همین قانون عمل مینمود و هر چند یارانش را شکنجه مینمودند و به قتل میرساندند، با کفار درگیر نمیشد و فقط با خریدن برخی بردگانی که زیر شکنجه بودند انها را نجات میداد. علت این روش هم آشکار است: قریش دنبال کوچکترین درگیری از سوی مسلمین بودند تا شمشیر بکشند و آنها را قتل عام کنند.

  همین پیامبران نیز اگر توانایی میافتند به جهاد میپرداختند چنانکه برای مثال موسی(ع) که در مصر در برابر زورگویی مصریها سکوت اقدام به ایجاد درگیری نمیکرد وقتی خداوند ائو و قومش را از آن ضعف نجات داد و از مصر بیرون آورد، یوشع(ع) را به جنگ عمالیقیها فرستاد(عهد عتیق- خروج-ص ۲۰) همچنین طبق نص تورات خداوند به یهودیان دستور میدهد که در سرزمین موعود در برابر قومی که بدانها حمله میکنند بجنگند(عهد عتیق- اعداد-ص۱۰) نیز جنگ با کنعانیها و ...

 

از سوی دیگر در آموزه های عیسی(ع) هم آمادگی برای جهاد دیده میشود که به عللی پیش نیامده است:

"گمان‌ مبريد كه‌ آمده‌ام‌ تا سلامتي‌ بر زمين‌ بگذارم‌. نيامده‌ام‌ تا سلامتي‌ بگذارم‌ بلكه‌ شمشير را."<متی۱۰: ۳۴>
این یک امر هست که می گوید آماده شوید و شمشیر جور کنید هر طوری که شده:

"پس‌ به‌ ايشان‌ گفت‌: «ليكن‌ الا´ن‌ هر كه‌كيسه‌ دارد، آن‌ را بردارد و همچنين‌ توشه‌دان‌ را و كسي‌ كه‌ شمشير ندارد جامه‌ خود را فروخته‌، آن‌ را بخرد. "<لوقا۲۲: ۳۶>

" عيسي‌ جواب‌ داد كه‌ «پادشاهي‌ من‌ از اين‌ جهان‌ نيست‌. اگر پادشاهي‌ من‌ از اين‌ جهان‌ مي‌بود، خدّام‌ من‌ جنگ‌ مي‌كردند تا به‌ يهود تسليم‌ نشوم‌. ليكن‌ اكنون‌ پادشاهي‌ من‌ از اين‌ جهان‌ نيست‌.»"<یوحنا ۱۸: ۳۶>

پس اگر این رو در نظر بگیریم یعنی در صورت امکان جنگ هم بله!

 از سوی دیگر هر گاه پیامبران خدا، به قدرت میرسیدند برای دفاع از حق و مبارزه با ظلم و جوری که در حق مردم و مؤمنین میشد، اقدام به جنگ میکردند و در برابر کفار به جهاد میپرداختند که باز هم بسیاری از انبیاء الهی چنین بودند: سموئیل(ع)، داوود(ع)، سلیمان(ع) و احتمالا" ذوالقرنین(ع). محمد(ص) نیز پس هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، مانند انبیائی که نامشان در بالا آمد، در برابر زورگویی کفار، مقاومت نمود و در تهاجمات آنها که به قصد کشتار مسلمین و انهدام دین مقدس اسلام بود، جنگ نمود و با اینکار جان مسلمین را نجات داد. بدون شک تمام نبردهایی که پیامبر در آنها شرکت جست یا فرمان به اجرای آنها داد، یا برای دفاع از جان مسلمین بوده است یا در پاسخ به کشتار گروهی از مؤمنین صورت گرفته است یا اینکه برای انهدام گروهی که از پشت بر اسلام خنجر میزدند، صورت میگرفته و هرگز محمد(ص) برای کسب مال و منال و غنائم و ... جهاد ننمود و زندگی فقیرانۀ آن پیامبر بزرگوار مؤید این سخن است.

در تاریخ آمده است که حدود ۶۰ تا ۷۰ اردوکشی جنگی در ۱۰ سال اول هجرت انجام شد كه پيامبر در ۲۷ تا از آنها شركت داشتند البته در آینده خواهیم دید که بسیاری از این موارد هم مشکوک هستند و ممکن است اصلا صورت نگرفته باشند. جالب اینکه اكثر اين لشكركشي‌های ذکر شده در تاریخ، به هيچ جنگ يا درگيري منتهي نشد.
به نظر شما در اين ده سال كه قلمرو اسلام به اندازه‌ي كل اروپا وسعت يافت تاريخ گواهي مي‌دهد كه حداكثر شهيدان اسلام ۱۵۰نفر و از كفار ۲۰۰ نفر كشته شدند! ملاحظه ميکنید تعداد كشته شدگان دو طرف حداكثر ۳۵۰ نفر است. حال ببیندی فقط در یک جنگ عادی در دنیای آنروز چند تن کشته میشدند!

پس اکنون پر واضح است که جنگهای پیامبر اعظم(ص)، عملی بر خلاف عملکرد سایر انبیاء نبوده است، بلکه با عقل سلیم هم کاملا" مطابقت دارد و اگر آنروز پیامبر برای دفاع از جان مسلمین دست به جهاد نمیزد، بدون شک امروز بر او خرده میگرفتند که برای جان مسلمین ارزشی قائل نبوده است

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 21:9 |

سال  قبل   نیمه شعبان  چه کاری کردیم؟؟

 

چطوری گذشت؟؟

 

از  اون  روز تا به امروز  چقدر  تغییر   کردیم؟؟؟؟

 

چقدر  امام زمانی  زندگی  کردیم؟

 

چقدر امام زمانی  وخدایی فکر کردیم؟

 

 چقدر امام زمانی  وخدایی  قدم برداشتیم؟؟؟؟

 

چقدر امام زمانی  وخدایی نوشتیم؟

 

 

چقدر؟؟

 

 

بیام اول به خودمون  به کارامون  فکر کنیم

 

تا  دلامون  اگه گرد و غباری  روش  نشسته  ، از بین بره

 

 

 

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 23:50 |

چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت دوم قرارگيرد؟

 

۱-ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را خم کرده و پشت به پشت هم بچسبانید.(انگشت دراز تر ها رو می گم)

2-چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید 

3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند 

4-سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند. به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد. 

5-لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید. سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند. 

6 -اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند. 

7-انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به  هم متصل باقی میمانند.  شصت نشانه والدین است انگشت دوم خواهر و برادر انگشت وسط خود شما انگشت چهارم همسر شما و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

 

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 17:0 |